از مسئولان بیمارستان خواستار غرامت شد. چرا كه اعتقاد داشت خیلی وقت قبل باید می مرده است!
ادامه مطلب
ژرالدین!دخترم:،
اینجا شب است... شب نوئل؛ در قلعه ی کوچک من همه ی این سپاهیان بی سلاح خفته اند، نه تنها برادر و خواهر تو ، حتی مادرت. به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم خود را به این اتاق کوچک نیمه روشن ، به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم .
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تركان ابيغوري براي هر سال نام حيواني را نهاده بودند كه ايراني ها نيز بتدريج از آنها استفاده كردند.
اين اسامي عبارتند از:
موش - گاو - پلنگ - خرگوش - نهنگ - مار - اسب - گوسفند - ميمون - مرغ - سگ . خوك
ادامه مطلب
می کنید و یک تست روانشانی است .
متن را با
دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب
نهایی تاثیر دارند :
یک زن در مراسم ختم مادر خود ،
مردی را می بیند که قبلا او را نمی
شناخت. او با
خود اندیشید که این مرد بسیار
جذاب است. او با خود گفت او همان
مرد رویایی من
است
>
و در همان جا عاشق او می شود .اما
> هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند
> و دیگر
> آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او
> خواهر خود را می کشد .
>
> به نظر شما انگیزه ی او از قتل
> خواهر خود چه بوده است ؟
بعد از جواب ادامه مطلبو بزنید
ادامه مطلب
من از آنکه گردم به مستی هلاک به آئین مستان بریدم به خاک
به آب خرابات غسلم دهید پس آنگاه بر دوش مستم نهید
به تابوتی از چوب تــــــــاکم کنید به راه خرابات خاکم کنید
مریزید بر گور من جز شراب میارید در ماتمم جز رباب
مبادا عزیزان که در مرگ من بنالد به جز مطرب و چنگ زن
تو خود حافظ سر زمستی متاب که سلطان نخواهد خراج از خراب
جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند، وقتی که باز است بهتر کار میکند.
ادامه مطلب
دختري 19 ساله به نام زينب با جن ها در ارتباط است او مي گويد كه بعد از چندي اين جن ها باعث آزار و اذيت او و مادرش شده اند .
خانه آنها در يكي از محله هاي جنوب تهران است . و حالا گفتگوي زينب را بشنويد:
ادامه مطلب
یکی از عمومی ترین کاربرد های اینترنت گذراندن اوقات فراغت با بازی ها و سرگرمی های آن است،مثلا شما یکی از علاقه مندان بازی شطرنج هستید اما کسی را برای بازی کردن ندارید کافی است که وارد سایت http://www.playchess.com شوید تا موافقت یکی از انبوه شطرنج بازان حاضر در این سایت را برای این بازی جلب نمایید.
ادامه مطلب
> می کنید و یک تست روانشانی است .
> متن را با
> دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب
> نهایی تاثیر دارند :
> یک زن در مراسم ختم مادر خود ،
> مردی را می بیند که قبلا او را نمی
> شناخت. او با
> خود اندیشید که این مرد بسیار
> جذاب است. او با خود گفت او همان
> مرد رویایی من
> است
>
> و در همان جا عاشق او می شود .اما
> هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند
> و دیگر
> آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او
> خواهر خود را می کشد .
>
> به نظر شما انگیزه ی او از قتل
> خواهر خود چه بوده است ؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
کسانی که با اینترنت ارتباط دارند می توانند با قرار قبلی و بدون هیچ هزینه اضافی با اقوام خود در خارج به گفت و گو پرداخته و یا همدیگر را از طریق وب کم ببینند،اما اگر بخواهید با هزینه ای کم از طریق اینترنت-بدون قرار قبلی-به کسی در خارج از کشور مثلا آلمان زنگ بزنید باید:
ادامه مطلب
حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .
پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش
ادامه مطلب
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانآيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند
ادامه مطلب
در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان ردشدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور تصادفی انتخاب کنند.
جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
ادامه مطلب
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینمن به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
ادامه مطلب
وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي، جواني و پيري بختيار بودهام. هميشه نيروي من افزون گشته است، آنچنانكه هم امروز نيز احساس نميكنم كه از هنگام جواني ناتوانترم.
من دوستان را به خاطر نيكوييهاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و
ادامه مطلب


شبی در حال مستی تكيه بر جای خدا كردم
در آن يك شب خدايا من عجايب كارها كردم
جهان را روی هم كوبيدم از نو ساختم گيتی
ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم
ادامه مطلب
شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم نمی دانم کجا بودم چه ها کردم چه ها کردم
در آن لمحه ز مستی حال گردان شد خدا دیدم وجودم محو وگریان شد
بخود فائق شدم مستی ز سر رفت غرور آمد دلم از حد کم رست
خدا دیدم خودم را بندگی کو؟ کجا شد جبر و سختی بی خودی کو؟
زدم حکمی که لیلی کو ومجنون؟ زدم حکمی کجا شد جنگ وکو خون؟
چو مستی دست در جای خدا زد به چنگیزان ونامردان قفا زد
به لیلی حکم عشق دائمی داد به شیرین حق خوب زندگی داد
به مجنون آتشی از جنس دم داد به فرهاد اهرمی کو هان شکن داد
چرا لیلی ومجنون باز مانند؟ چرا فرهاد از شیرین برانند؟
چرا وقتی که من مست وخدایم چنان باشم که گویندم گدایم؟
در آن حالت که پیمانه پرم بود شرابم همدم ودل ساغرم بود
من مست و خراب حالا خدایم ز ضعف و هجرو غم ، حالا جدایم
به پیران وقت پیری می دهم جان جوانان در جوانی قوت ونانپ
چرا آهو ز مادر باز ماند؟ چرا فرزند صیادش بنالد؟
چراها و چراها و چراها شب قدرت گذشت وآرزوها
بسختی قامتم را راست کردم گلوی خشک خود را صاف کردم
کنار بسترم پیمانه ای پر ولی جیبم تهی از سکه ودر
شراب از سر برفته بی تا مل نمی یابم اثر از تاج واز گل
همان مست ورهای رو سیاهم غلط کردم که پی بردم خدایم!
که خبر دهد زجنت دم صبح و باد و بستان
چو دل قدح بخندد ز شراب نارداني
دل خسته چون شکيبد ز بتان نار پستان
بسحر که جان فزاید لب یار و جام باده
بنشين و کام جانرا ز لب پياله بستان
چو نميتوان رسيدن بخدا ز خودپرستي
بخدا که در ده از مي قدحي بمي پرستان
برو اي فقيه و پندم مده اينزمان که مستم
تو که چشم او نديدي چه دهي صداع مستان
که ز دست او تواند به ورع خلاص جستن؟
که بعشوه چشم مستش بکند هزار دستان
چو سخن نگفت گفتم که چنين که هست پيدا
ز دهان او نصيبي نرسد بتنگدستان
تو جواني و نترسي ز خدنگ آه پيران
که چو باد بر شکافد سپه هزار دستان
به چمن خرام خواجو دم صبح و ناله میکن
که ببوستان خوش آيد نفس هزار دستان
یه شب که من حسابی خسته بودم
همین جــوری چشامو بستـه بـودم
سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد
یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد
تــو خواب دیدم محشر کــبری شده
محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده
خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن
ادامه مطلب
ادامه مطلب
